پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢ - انجمن حجتيه و ولايت فقه (٣) - الهی خراسانی علی
انجمن حجتيه و ولايت فقه (٣)
الهی خراسانی علی
١. ابتدا لازم مىدانم تا اشارهاى به تعريف و حقيقت »تقيه« به عنوان استراتژى بقا در دوران خفقان داشته باشيم:
دانشمندان شيعه در طول تاريخ، با بررسى تقيه، تعريفهاى متفاوتى از آن ارائه دادهاند، به عنوان نمونه، شيخ انصارى تقيه را »نگه داشتن خويش از ضرر رساندن ديگرى به وسيله همراهى با او در گفتار يا كردارى كه مخالف حق است« مىداند.(١)
نسبت به خاستگاه تقيه مىتوان گفت، در نبود فضايى آماده براى مبارزه آشكار و جهاد، اگر رهبرى اسلامى، پيروان كمى براى خويش ديد، بايستى از جان خويش و نيروهاى خود پاسدارى كند تا با نيروسازى و فراهم شدن شرايط، زمينه را براى مبارزه آشكار فراهم نمايد.
در اين پرتو مىتوان گفت: تقيه و امنيت دو روى يك سكهاند. تقيه به عنوان يك استراتژى(٢) از امنيت گروههاى مخالف، كه در اقليت هستند (اپوزيسيون) پاسدارى مىكند. اگر به دوران حيات اجتماعى- سياسى امامان معصوم(ع) نگاه كنيم، با گونههاى وحشتناكى از سياست تعقيب و دستگيرى، تهديد، كشتار و زندان، رو به رو خواهيم شد، كه همگى آنها از سوى حكومتهاى استبدادى عليه امامان(ع) و پيروانشان به كار گرفته مىشد. حتى در زمان امير مؤمنان على(ع)، دستگاه خلافت چنان بر آن حضر سخت مىگيرد، كه او را وادار به ٢٥ سال خانه نشينى مىكند و البته اين موضوع از سر انفعال، گوشه عزلت و عافيت گزيدن آن حضرت نبوده است، بلكه اميرمؤمنان(ع) با اين وسيله؛ يعنى »تقيه مداراتى« از امنيت خود و يارانش پاسدارى نمايد.
تقيه، به مثابه »استراتژى بقا« همواره دستاويزى براى امنيت رهبرى و پيروان مذهب تشيع به عنوان يك مذهب مبارزه و اصلاح، قرار مىگرفت.
صلح امام حسن(ع) نمونة بارزى از پاسداشت امنيت جان مسلمانان و آن دسته از پيروان حقيقى امام (ع) است، كه با »تقيه خوفى« رقم مىخورد.
٢. امام (ع) از رهگذر استراتژى بقا/ تقيه با سازماندهى و انتظام بخشى به امور، نهضت شيعى را تا آستانه اقدام سياسى نزديك مىكرد و به پيروان خويش آموزش و آگاهى مىداد، كه چگونه سرّ آل محمد(ص) را پنهان دارند و با تقيه - اين استراتژى استوار - زيست كنند تا زمينه براى قيام قائم آل محمد، كه همان سرّ نهان است، فراهم آيد. پنهان داشتن دين يا ايدئولوژى، ترفندى تاكتيكى است كه به هيچ وجه كوششهايى را كه در جهت پيروزى نهايى آن انجام مىگيرد قطع نمىكند، و در حكم يك ضمانت براى تعليق وظايف اساسى دينى است.(٣)
در حقيقت، تقيه، واكنشى عقلانى براى كسب حداقل امنيت در حكومت اكثريت ظالم و طاغوت به شمار مىآيد.
٣. اگر جامعه به سمتى برود كه دين، در حال محو شدن كامل و طاغوت، در حال توسعه و گسترش باشد و نيز ظرفيت عمومى براى حركت ايمانى و ايثار وجود داشته باشد، در آن صورت »انقلاب و جهاد« صورت مىگيرد تا ريشه فساد و طاغوت خشكانده شود. انقلاب و جهاد سبب مىشود تا امنيت بيشترى براى حضور ارادههاى مؤمنانه در جامعه شكل گيرد و دين در ساحت حكومتدارى، حضورى قاعدهمند پيدا نمايد.
فقها براساس انديشه مشروعيت زدايى از حكومتهاى جابر وقت با استراتژى بقا به مبارزه و اصلاح ادامه مىدادند تا روزى رسد، كه تقيه خوفى جاى خويش را به مبارزه آشكار دهد و دين در صحنه قدرت سياسى و اجتماعى نمايان شود.
بنابراين، بايد گذشت زمان، دوران تقيه و سكوتِ مصلحتگرايانه نيز ادامه داشت تا آنكه در عصر حاضر، كه مىرفت تقيه، آلوده به عافيتطلبى شود و از سوى ديگر، دين و اركان آن در معرض نابودى قرار گرفته و جبهه كفر خود را پيروز ميدان مديريت جهان ببيند، امام خمينى، اين فقيه روشنبين با رهبرى انقلاب اسلامى، استراتژى محورىشيعه تا اين زمان؛ يعنى تقيه را، به »استراتژى حضور و اقتدار دين« بوسيله جهش سياسى و فرهنگى تغيير داد. امام خمينى، در واقع با طرح نظريه ولايت مطلقه فقيه، هويت فقه امامى را از فقه مقاومت به فقه اقتدار و حكومت تبديل نمود. بنابراين، قرنها تلاش و رنجهاى فقيهان شيعه با بهرهگيرى از تقيه با حركت امام خمينى در جهت تشكيل حكومت اسلامى و ايجاد اقتدار شيعى، به بار نشست.
٤. انجمن حجتيه با نظريه »خود اقليت پندارى« و همواره با پنهان داشتن تحركات سياسى و با استفاده از استراتژى.تقيه به زيست خويش ادامه داده است. انجمن در همه حال و در هر شرايطى حتى در نظام اسلامى ايران، خود را »على بن يقطين«(٤) مىداند، كه بايد در حكومتها »نفوذ« كرد و ميدان حضور و تأثيرگذارى خود، در دستگاه حكومت را توسعه بخشيد. اعضاى انجمن حتى براى استخدام در نهادهاى حكومتىِ جمهورى اسلامى، از مرجع تقليد خويش اجازه مىگيرند!! نگاه انجمن به نظام اسلامى ايران بسان دستگاه جور و ظلم عباسى است، كه بايد در حكومت نفوذ كرد و از همه امكانات و ظرفيتهاى آن براى پيشبرد اهداف خويش سود جست.
انجمن حجتيه در حقيقت، تقيه را استراتژى مطلق و براى همه زمانها و شرايط مىداند. به سخن رساتر، حتى اگر دين خدا به خطر افتد و شعائر دين در حال محو شدن باشد، باز هم بايد با حاكمان فاسد از سر سازش رفتار نمود و متأسفانه اين سكوت عافيت طلبانه را به ناحق تقيه نام نهادهاند تا به گمان خويش، عذرى شرعى بتراشند. آنها با تهىكردن تقيه از معناى حقيقى خود و جفاى به آن، اين جمله، يعنى »نفى مبارزه با طاغوت و باطل دانستن هر پرچمى« براى اين انجمن رسميت پيدا مىكند و همواره بر آن تاكيد مىشود . با اين رويكرد تنها وظيفه منتظران، دعا كردن براى فرج است نه پذيرفتن مسئوليت اجتماعى و ايثار.
٥. انجمن حجتيه با تأسيس گسترده مدارس راهنمايى و دبيرستان بهويژه در مشهد و تهران، و با فريب افكار عمومى، خود را پيرو سياستهاى كشور عنوان مىكنند و در پوشش تقيه، نفوذى فرهنگى و عميق بر دانش آموزان و حتى خانوادههاى آنان دارند با بررسى دقيق و موشكافانه تمامى برنامههاى »مدرسه راهنمايى معارف سجاديه« در مشهد، سياست نفوذ انديشه انجمن در دانش آموزان كاملاً هويداست.
منبرىهاى انجمنى با دعا كردن براى امام خمينى و مقام معظم رهبرى (البته با توجه به تفكر سياسى صاحب مجلس!) و خود را حتى دغدغهمند به انقلاب اسلامى نشان دادن، براى توسعه ميدان نفوذ خود استفاده فراوان مىبرند. شركت كردن انجمن در انتخابات رياست جمهورى در برخى دورهها بر اساس همين سياست نفوذ تعريف مىشود. در واقع انجمن با تقيه و نفوذ، از تمامى امكانات اقتصادى و اجتماعى كشور براى ترويج فرهنگى نفى ولايت فقيه بهره مىبرد، اما در عين حال خود را شديداً به دنبال اجراى احكام فردى در جامعه معرفى مىنمايد. براى انجمن بسيار مهم است كه نهادهاى فرهنگى و آموزشى وابسته به تفكر انجمن، با استفاده از تقيه و نفوذ پابرجا باشد تا بتواند هرچه بيشتر انديشه خويش را نسبت به نفى اقتدار از دين، كه همان ولايت فقه است، گسترش دهد.
چه قدر به جاست اين سخن عالم آل محمد امام رضا(ع) كه در مذمت گروهى از شيعيان فرمود:
»شما خود را شيعه اميرالمؤمنين مىخوانيد و حال آنكه در بسيارى از كارها مخالف او هستيد و در بسيارى از واجبات كوتاهى و درباره حقوق بزرگ برادران دينى خود سستى مىكنيد. شما در جايى كه واجب نيست تقيه مىكنيد و در جايى كه اين كار لازم است، آن را ترك مىنماييد.«
در بخش بعدى و پايانى، به نقد و بررسى انديشه اصلى انجمن حجتيه؛ يعنى »ولايت فقه« و انكار ولايت فقيه خواهيم پرداخت.
پى نوشتها:
١. رساله التقية، ص ٤٥.
٢. استراتژى را مىتوان اينگونه تعريف نمود: طرحى منسجم، جامع نگر و يكپارچه كننده براى حركت در كوتاهترين راه به سوى هدف، با بهترين بهرهبردارى از منابع و امكاناتِ موجود.
٣. انديشه سياسى در اسلام معاصر، حميد عنايت، ترجمه بهاء الدين خرمشاهى، ص ٣٠٤.
٤. از اصحاب خاص و با اخلاص امام موسى بن جعفر الكاظم(ع) كه در دستگاه جور خلافت عباسى با اجازه امام، صاحب منصب بود.